ای مسافر
تو کتابِ قصهی ما ، این رُمانِ عاشقانه
سهمِ تو تمام من بود ، سهمِ من اوجِ ترانه
آخرین فصلِ کتابُ کسی باورش نمیشه
خودتم فکر نمیکردی که بری واسه همیشه
آخرِ قصه چه بد بود ، یه سفربهخیرِ ساده
منُ انتظارِ ممتد ، تو وُ بیمرزیِ جاده
وقتِ معراجِ ترانه تو واسهم قوّت بالی
حالا تو هق هقِ گریهم جای شونهی تو خالی
خاطرههاتُ نگه دار ! ای مسافر ! به سلامت !
یکی اینجا چِش به راته حتا تا روزِ قیامت.
سهمِ تو تمام من بود ، سهمِ من اوجِ ترانه
آخرین فصلِ کتابُ کسی باورش نمیشه
خودتم فکر نمیکردی که بری واسه همیشه
آخرِ قصه چه بد بود ، یه سفربهخیرِ ساده
منُ انتظارِ ممتد ، تو وُ بیمرزیِ جاده
وقتِ معراجِ ترانه تو واسهم قوّت بالی
حالا تو هق هقِ گریهم جای شونهی تو خالی
خاطرههاتُ نگه دار ! ای مسافر ! به سلامت !
یکی اینجا چِش به راته حتا تا روزِ قیامت.
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 18:3 توسط سمانه
|