سال نو مبارک
يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر الليل والنهار
يا محول الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن الحال

يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر الليل والنهار
يا محول الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن الحال

این حیات عاریت روزی به پایان میرسد
طی شود هجران و وقت وصل جانان میرسد
روزی آخر رهنورد کوی جانان میشویم
از مقام کبریایش امر و فرمان میرسد
تا به کی چون گوی سرگردان به میدان عمل
روح سرگردان ما آخر به سامان میرسد
گر چه ایام جوانی جمله در غفلت به رفت
حال دور رخوت و پیری شتابان میرسد
این جوانی رفت و طی شد عمروآن پیری رسید
چشم بر هم چون زنی، این میرود، آن میرسد
بانگ لبیک است اندر گوش جانم نغمه گر
این ندا هر دم به گوش رادمردان میرسد
جامی از صهبای وحدت زن که در این تیره ره
هر کسی کاین جام زد با نور ایمان میرسد
رو طریق پاک مردان گیر اندر راه عشق
کاین چنین کس رو سپید و پاکدامان میرسد
گرچه پیری لنگ لنگان با تانّی میرود
از قفایش مرگ چون توفنده طوفان میرسد
ای برادر فکر فردا کن که تا چون بنگری
گرگ بیداد اجل با چنگ و دندان میرسد
با ترّنم زیر لب هر لحظه گوید "دوستکام"
این حیات عاریت روزی به پایان میرسد
.jpg)
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده ودیوانه خویش
می برم تا که در ان نقطه ی دور
شستویش دهم از رنگ گناه
شستویش دهم از لکه ی عشق
زین همه خواهش بی جاه وتباه
می برم تا زتو دورش سازم
زتو ای جلوه امید محال
می برم زنده به گورش سازم
تا از پس نکند یاد وصال
ناله می لرزد می رقصد اشک
اه ...بگذار که بگریزم من
ازتو ای چشمه جوشان گناه
شاید ان به که بپرهیزم من
به خدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق امد واز شاخم چید
شعله ی اه.. شدم صد افسوس
که لبم باز بر ان لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم ..خنده به لب...
خونین دل....
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل
