خدایا خدایا
خدایا خدایا
چرا ازمن او راگرفتی که ماتم بگیرم من اینسوی دنیا تو آنسوی دنیاچرا دردخودکمبگیرم
ز روزی که رفته زپیشم او نامه ننوشته
زخاطرمگربرده اوازدل یادبگذشته
دریغاگذشته گذشته دریغا گذشته گذشته
خدایاهمه هستی ام را گرفتی
همه هستی ام را تویکجا گرفتی
اگرروزی ازاین قفس پربگیرم
روم سربه پایش نهم تا بمیرم
و یا زندگی را من از سر بگیرم
خدایاهمه هستی ام بوده یادش
همه هستی ام بود عشق جانکاهش
اگر من به راهش بمیرم کم است و
خجل مانده ام باز ز یاد نگاهش
اگرجان فدایش بسازم
به حقش کم است تا نهم سر به پایش
خدایاهمه آرزویم ببینم همه آرزویم ببینم بمیرم
ببینم لقایش که عشقم همین است
ببینم که عشقم بود زنده یادش
چرا ازمن او راگرفتی که ماتم بگیرم من اینسوی دنیا تو آنسوی دنیاچرا دردخودکمبگیرم
ز روزی که رفته زپیشم او نامه ننوشته
زخاطرمگربرده اوازدل یادبگذشته
دریغاگذشته گذشته دریغا گذشته گذشته
خدایاهمه هستی ام را گرفتی
همه هستی ام را تویکجا گرفتی
اگرروزی ازاین قفس پربگیرم
روم سربه پایش نهم تا بمیرم
و یا زندگی را من از سر بگیرم
خدایاهمه هستی ام بوده یادش
همه هستی ام بود عشق جانکاهش
اگر من به راهش بمیرم کم است و
خجل مانده ام باز ز یاد نگاهش
اگرجان فدایش بسازم
به حقش کم است تا نهم سر به پایش
خدایاهمه آرزویم ببینم همه آرزویم ببینم بمیرم
ببینم لقایش که عشقم همین است
ببینم که عشقم بود زنده یادش
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸ ساعت 23:39 توسط سمانه
|