عشق فریادبی صداست
من آن قایق کوچکی هستم در جزیره بی انتهای تنهایی ها
که هر روز شاهد غروب غمناک خورشیدم و
در افق های دور دست تنها تغییر من کلمه
تنهایی است ، آری غبار تنهایی ها ست،
که من در عالم تنهایی تفسیر می کنم و
هزارها بارنغمه تنهایی را برای
تنها دلخوشی زندگیم می سرایم
زمان به سرعت می گذرد
و سکوت وحشتناک
تنهایی بیشتر بر"
قلبم سنگینی میکند
من با تنهایی تولد شده و با تنهایی سالهاست آشنایی
بر قرار کرده و سالهاست در دیار تنهاییها زندگی میکنم
که هر روز شاهد غروب غمناک خورشیدم و
در افق های دور دست تنها تغییر من کلمه
تنهایی است ، آری غبار تنهایی ها ست،
که من در عالم تنهایی تفسیر می کنم و
هزارها بارنغمه تنهایی را برای
تنها دلخوشی زندگیم می سرایم
زمان به سرعت می گذرد
و سکوت وحشتناک
تنهایی بیشتر بر"
قلبم سنگینی میکند
من با تنهایی تولد شده و با تنهایی سالهاست آشنایی
بر قرار کرده و سالهاست در دیار تنهاییها زندگی میکنم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 11:24 توسط سمانه
|