گاهی تمام آنچه می خواهم،

دفتری است برای از تو نوشتن،

قلبی که اندوهم را بفهمد

و دستی که گونه های ترم را نوازش دهد

اينجا و تمام آنچه با من است

بوی خوش تو می دهد

لحظه ها رنگ تو را پوشيده اند

و من، از عطر سرشار حضورت، مستم

با دست های يخ زده ام بخارهای اندوه را

و حضورت را به رخ لحظه های تنهايي می کشم